سفر به شيراز
عزيزه دلم اگه اشتباه نكنمتوينه ماهبودي كه با بابايي و خاله سودي رفتيم شيرازدندوناتو ميبيني دو تا مرواريد كوچولو .رفته بوديم رستوران صوفي توي عفيف آباد بابايي عاشقه غذاهاي رستورانه صوفيه تازه ناهار خورده بوديم و خاله سودي ازت عكس گرفت چه هواي خوبي بود همون روز.غذا هم كه حسابي چسبيد يه ته چين خوشمزه مرغ به سبك صوفي عالي بود. اينم يه عكس با من و بابايي توي محوطه پارك هتل شيراز عمهخوب ونازم خیلی برام عزیزه هرچی غذا می پزه خوشمزه و لذیذه وقتی با اونها باشم غصه و غم ندارم دنیا برام قشنگه هیچ چیزی كم ندارم. اميرحسين جون ،بيچاره عمه تازه از سر كار اومده بود ناهار بخوره غافل از اينكه برادرزاده اش گشنه تره سفره ناهار...
نویسنده :
مامان ستاره
16:50








